خرید بک لینک
آه این چیست که در قعر دلم جوشان است چون سرابی است که در هر سخنی پنهان است

هر چه در عالم هستی است سخن،در پی اوست هر چه در باطن و ظاهر نگرم در آن است

گفت چون اوست،همه عالم هستی از اوست گفت گر او نبود ملک جهان زندان است

ای خدا چیست که هر ذره از او دارد جان شیخ گفتا که عزیز،عشق تمام جان است

عشق شور و می هستی است در این ملک وجود گر که باشد همه عالم به رخش خندان است

سر بکش باده ای از عشق و سفر کن گرچه دل از این تجربه در اول ره ترسان است

زهرا

برچسب: نویسنده: پرهام صادقی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 2:56

صفحه بندی