عقل از یاد تو فرمان نبرد عشق از کوی تو در کل برود( یا در کلبه رود!)
دل از این خانه ی بی سقف و گلی جیب خالی، آسمان جل برود
سبزه از دوری عطرش غمگین از دل دشت که سنبل برود
تو همان خسته نگار من باش که خرامان و گهی شل برود
بلبل خسته دل قصه ی ما مست از بوی خوش گل برود
فاطمه

برچسب:
نویسنده: پرهام صادقی